تبلیغات
شیب الخضیب - معنویت های نو ظهور

انسان با علم طبیعت را می سازد و افقی رشد می کند و با ایمان خود را می سازد و عمودی رشد می کند.

معنویت های نو ظهور
نظرات |

معنویت های نو ظهور دو نوع است:(الهی،سکولار)

معنویت دینی و الهی دارای آرامش،اطمینان با قرب الهی،رسیدن به نفس مطمئنه است.

سکولار یعنی تاش در جدایی دین از سیاست به روش سرگرمی و دل مشغولی مردم.معنویت سکولار درصدد است که انسان ها را از بحران های روحی و روانی نجات دهد،آرامش نسبی ایجاد کند و به دنبال قرب الهی و خدا نیست. در ایران اسلامی گروه های معنویت سکولار عبارتند از:صوفی ها و انواع معنویت های هندی،چینی،سرخ پوستی،تی اِم،انرژی درمانی،مسیحی،یهودی و ... .

مهمترین ویژگی های عرفان های هندی عبارتند از:گرایش به وحدت وجود،تناسخ،انتقال ارواح،ترک دنیا،رهبانیت .

عرفان های شرقی و هندی و چینی از قبیل:یوگا،اُشو،رام الله،کریشنا،سای بابا،هندویسم،بودیسم،سیک،ذن می باشد.

یوگا به معنای پیوستن و مهارکردن است و در آن گفته می شود که انسان دارای هفت چاکرا و هفت بدن و هفت مرکز انرژی است و با هدف تسلط روح بر بدن تمرین های جسمانی راه انداخته است.

مهمترین دیدگاه اُشو در مورد عشق،زن،مدرنیته و سکس می باشد.

رام الله یعنی (خدای ویشنو + خدای مسلمانان) و تمام ادیان را برابر می داند.

در کریشنا مهمترین تعالیم آن خودشناسی،آزادسازی درونی،سفر روح و سفر درونی است.

سای بابا معتقد به تناسخ،امور خارق العاده،توجه به عالم درون،توجه به عشق،برابری ادیان و مذاهب است.

عرفان سرخ پوستی هم از نوع سکولار است و دارای چندین جریان است.مانند:(کارلوس کاستاندا که توصیه ی اخلاقی دارد و به خدا و آخرت کاری ندارد و جادو،توهم و درمان با دارو های گیاهی را برای آرامش تجویز می نماید.)(پائولوکوئیلو که برنه ی جایزه ی نوبل ادبی است.او طرح عشق،روح کیهانی،اعتقاد به عالم غیب همراه با توهم و جادو و در نهایت خودفروشی و روسپیگری را ترویج می کند.)(آلنکار از هدف،قادر ساختن انسان برای سفر روح و ترک کالبد فیزیکی و رسیدن به بهشت حقیقی استفاده می کند که با گذر از مسیر زمان انجام می گیرد و اینها را از تفکر نور و صوت و دیگر ادیان و عرفان بهره گرفته است.)

فرا رواشناختی دسته ی دیگری از معنویت های نو ظهور سکولار است و از روش هایی مانند:معنا درمانی،انرژی درمانی،هاله بنی،طالع بینی ان ال پی،هیپنوتیسم،مدیتیشن بهره گرفته است.

عرفان سکولار به حول و قوه ی الهی گرفتار آسیب های متععدی است. مانند:غیر ممکن بودن کشف سلوک .زیرا کشف و سلوک و شهود و سیر سلوک،مسیری است که تنها خداوندمتعال به انسان های کامل عنایت می نماید.خداوند بوسیله ی نور و کتاب ، کسانی را که از خشنودی او پیروی می کنند به راه های سلامت راهنمایی می کند و آنان را به توفیق خود از تاریکی به سوی روشنایی بیرون می آورد وبه راه راست هدایت می کند.

اثبات ادعاهای زیر را با هیچ روشی اعم از عقلی و تجربی و دینی اثبات پذیر نیستند.

مثلا در یوگا گفته شدهفت کالبد و مراکز انرژی در بدن وجود داد که همه ادعاست. تناقض تکنیک ها:وقتی انسان با این تکنیک ها و ادعاهای متضاد و متفاوت عرفان و تصوف برخورد می کند چیزی جز حسرت و سردرگمی نصیب او نمی شود. انحصار کارکرد دنیوی:با اسلام تعارض دارد،زیرا خداوند را نادیده میگیرد و آنرا تنها تجربه ی فردی می دانند و در اعتقاد به تناسخ مبدأ و معاد معنایی نخواهد داشت درحالیکه در ادیان مبدأ و معاد نقش اساسی رابر عهده دارد. اعتقاد به تناسخ:این اعتقاد مشترک در بین عرفان ها و معنویت های سکولار و نوظهور است که معتقد به بقای نفس و روح در این دنیا می باشد.در قرآن آمده است که نفس و روح از خداوند است و پس از مرگ از جسم جدا و به جهان غیر مادی(برزخ و قیامت) برمی گردد و بازگشت نفس و روح به جهان مادی و دنیای محال است.در سوره ی مبارکه ی مومنون آیات 99-100 و سوره ی زمر آیه ی 43 :(روش عقل هم تناسخ باطل است زیرا لازم ی تناسخ،اجتماع دو نفس در بدن واحد است که این مطلب عدم اصالت معنویت های نوظهور یا کاذب را می رساند.

از طرفی عرفان صوفی و دراویش آسیب دیده اند زیرا عوامل بیرونی در پیدایش آنها نقش داشته است.مثلا تأثیرپذیری از افکار و مذاهب هندی و بودیسم و ادیان شرقی،آشوب های سیاسی و دنیاگرایی مسلمانان،تماس مسلمانان با راهبان مسیحی،تأثیرناپذیری از فلسفه ی یونانی و نوافلاطونی،تفسیر به رأی و تأویل به قرآن،خروج از اعتدال،خانقاه محل ذکر و عبادت به جای مسجد،پذیرش اسلام به صورت گزینش و به احکام سیاسی اجتماعی اسلام و تشیع بی رغبتی نشان می دهند،در خدمت استعمار قرار دارند،با دربار و سلطنت بودهاند،اباحه گری(حلال کردن) و تسامح(آسان گرفتن) و تساهل(سهل گرفتن به یکدیگر) و پشمینه و کشف و شهود.

قران و منابع دینی حق فعالیت دینی را برای هل اسلام مجاز شمرده است.

ائمه روش صوفی گری و تصوف را رد نموده اند و سایر بزرگان اسلام در رد آنها کتاب های زیادی نوشته اند.مانند:حسین پسر اهوازی،فصل پسر شاذان،شیخ مفید،شهید اول و دوم،ملاصدرا،علامه مجلسی،شیخ حرّ عاملی،آیت الله مکارم.

فرقه های دراویش،صوفیه،بابیت،بهائیت و وهابیت خود را به اسلام نسبت داد و از طرفی اسلام را تحریف و تغییر داده اند و از اسلام اصیل انحراف دارند. همچنین فرقه ها در حد براندازی نظام با بیگانه رابطه دارند.

اگر اسلام اصیل حسینیه و مدرسه می سازد،هیچ گاه دربرابر مسجد قرار نگرفتند یا فرقه و آیینی نساختند که مردم را از مسجد و دین جدا کند و یا اسباب گمراهی آنها شوند درحالیکه صوفیان مکان هایی می سازند که در برابر مسجد قرار می دهند.

پیامبر و اولیای الهی و عرفای کامل مانند مرحوم سیدعلی،علامه طباطبایی،امام خمینی(ره) و... چون تعبّد بیشتری به شریعت و تکلیف نشان داده اند به حقیقت رسیدند درحالیکه آن گروه ها شریعت و تکلیف را حذف میکنند.

اندیشه های روز،قربانعلی معروفخانی،ص60الی63

هرگونه کپی برداری و  استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

بدون نیاز به عضویت امتیاز دهید



:: مرتبط با: اندیشه های روز ,
نویسنده : مدیریت
تاریخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391
زمان : 08:34
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

پیغام ورود و خروج