تبلیغات
شیب الخضیب - مطالب اسفند 1391

انسان با علم طبیعت را می سازد و افقی رشد می کند و با ایمان خود را می سازد و عمودی رشد می کند.

جریان موسیقی گرایی (ادامه ی بحث لمپنیسم)
نظرات |

موسیقی زبان بی زبان هاست،آنجا که کلام نیست موسیقی آغاز می شود و موسیقی سریعتر می تواند احساس غم و شادی را به انسان منتقل یا از انسان خارج نماید.موسیقی زبان مشترک جهانی است.چیزی که از نظر عُرف موسیقی لهوی و مناسب با مجالس لهو و معصیت محسوب شود به طور مطلق حرام است.معیار حرام و حلال سنتی بودن نیست،هرگونه خوانندگی و نوازندگی مطرب لهوی که مناسب با مجالس عیش و نوش و خوشگذرانی باشد حرام است. رسول اکرم(ص)می فرماید:اگر کسی به لهو گوش دهد در روز قیامت در گوشش سرب آب کرده ریخته می شود.امام صادق(ع) می فرماید:مجالس غنا و خواندگی لهو باطل مجلسی است که خدا به اهل آن نمی نگرد. غنا روح نفاق راپرورش می دهد.در آخرالزمان زنان خواننده و آلات لهو و نوازندگی آشکار می شود و اشرار امتم به دنبال آن می روند.مساجد را برای قران خواندن ساخته اند.موسیقی خود نوعی اعتدال است بنابراین می تواند به ضد اعتدال تبدیل شود.معنویت الهی برگرفته از آموزه های دینی است و موسیقی نمی تواند انسان را به مقام قرب الهی و نفس مطمئنه برساند،چون معنویت های کاذب(سکولا) زاییده ی تجربه ی بشری است. موسیقی می تواند در خدمت معنویت کاذب(سکولار)قرار گیرد. موسیقی را می توان به شرقی-غربی یا سنتی و مدرن تقسیم نمود.از غربی و مدرن می توان(متال و بلک متال) را نام برد که ضد معنویت اند.فقط برای جذب سرمایه و ثروت رای کمپانی های اقتصادی است که سبک زندگی مردم را به سبک مصرف و لذت بیشتر هدایت می نماید. موسیقی ایرانی محصول تجربه ی عصر قاجاریه است.در ادوار مختلف و دستگاه ها ی گوناگون و مقام های متفاوت هم از موسیقی های هندی،ترکی،عربی و ... تأثیر پذیرفت و تأثیر گذاشت که 7 دستگاه دارد و هنوز باقی است.مانند:شور،همایون،چهارگاه،سه گاه،ماهور،نوا،راست پنج گاه.

در غرب موسیقی در خدمت کلیسا درآمد و در رنسانس از مذهب جدا شد. سبک های موسیقی غربی(کلاسیک که مربوط به دوران قرون وسطی و توسط بتهون و باخ اجرا شده است.جز یا جاز مربوط به سیاهان آمریکایی،بلوز مربوط به بردگان و سیاه پوستان،پاپ که موسیقی عامه پسند و در مقابل موسیقی کلاسیک قرار دارد و مایکل جکسون و مدونا بترتیب سلطان و ملکه پاپ اند.)اکثرا گرایش به فساد اخلاقی دارند که موسیقی پاپ از سال2000 به بعد در خدمت سکس و مواد مخدر قرار گرفت.راک که رقیب پاپ است آنرا موسیقی آنارشیزم گویند که موسیقی اعتراض علیه جنگ ویتنام و تورم و بیکاری در آمریکا بود ولی به انحراف و فساد گرایش یافت و از دل راک موسیقی متال در آمد. متال(فلز)سبک پیشرفته ی راک است.بسیار پرصدا و خشن و حتی خوانندگان آن صدای خشن دارند.از دل آن هِوی متال(فلزسنگین) یا متالیکا بیرون آمد و بلک متال(فلزسیاه) نوع دیگر آن است که موسیقی اعتراض علیه همه چیز و ماهیت خشونت و ترس و به جرم و جنایت و خودکشی و اعتیاد و سکس منتهی شده است و از گسترش دهنده های شیطان پرستی و هم جنس گرایی هستند و برای اجرای آن موسیقی مصرف مواد مخدر و روان گردان امری ضروری است.رپ یا هیپ هاپ موسیقی محبوب آمریکایی ها و از سیاهان برخاسته است و مربوط به اعتراض سیاهان و بردگان است که به فساد،خشونت،تجاوز،بی بند و باری،موادمخدر،سکس،فحش،توهین،دعوا،دزدی،شرارت و ... کشیده شده است و پر مخرب ترین و ضداخلاقی ترین موسیقی غربی است.مدل موسیقی غربی از ابتدا یا از ضعف به شدت عبارتست از: کلاسیک،جاز،بلوز،راک،متال،رپ.

در قرآن و در روایات و نزد فقها برای موسیقی و غنا مفاهیمی مانند غنا،لغو،لهو،و قول زور گفته شده است و در مکاسب حرام کرده شده یعنی شغل های حرام شده حضرت امام(ره) آمده که موارد زیر حرام است:صدایی که به صورت آواز در گلو بچرخد،آنچه با مجالس لهو و لعب سازگاری داشته باشد،آنچه با آلات لهو و لعب سازگاری داشته باشد،صدای اهل فسق و فجور باشد،آنچه برانگیزاننده ی شهوت جنسی باشد یا آنچه عقل را زایل کند.

اثرات مثبت موسیقی عبارتند از:لطافت روح،ارضای نیاز های انسان،بهبود روحی و روانی فرد و اجتماع«غم و شادی»،هویت وحدت ملی«سرود»،هویت مذهبی«قرآن،نوحه،تواشیح و ... »،شادی و نشاط«عروسی و جشن ها»،غم و اندوه«ماتم و عزاداری»،درمان بیماری ها«موسیقی درمانی» و ... .

اثرات منفی موسیقی عبارتند از:از بین رفتن شخصیت فردی و اجتماعی انسان،غلبه احساس بر تعقل  عقلانیت،نابهنجاری های اجتماعی و اخلاقی«بی بند و باری،ابتذال،خودکشی،اعتیاد و ... »،آسیب های روحی و روانی و اجتماعی،از بین رفتن عفت و حیا،رواج هم جنس گرایی،فروپاشی خانواده.

این موارد درباره ی غنا و موسیقی ایرانی،عربی و شرقی است و  موسیقی غربی سراسر ابتذال،شهوانی،جنسی و لذت طلبی است. در ایران اسلامی باید موظف به مراعات نظرات فقهی مراجع و رهبر انقلاب باشیم و گسترش موسیقی نباید جزء سیاسهای فرهنگی گردد.

اندیشه های روز،قربانعلی معروفخانی،ص65الی68

هرگونه کپی برداری و  استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.



:: مرتبط با: اندیشه های روز ,
نویسنده : مدیریت
تاریخ : پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391
زمان : 05:38
لمپنی(ابتذال فرهنگی)
نظرات |

جریانی است هویت ستیز که هویت فرهنگی جامعه را تهدید می کند. جریان اجتماعی که در جوامع صنعتی یا سرمایه داری شکل می گیرد.در قبل از انقلاب در کشورمان به دو صورت دیده شده است:لات بازی و باج گیری،موسیقی و سینما. با پیروزی انقلاب حشیه نشین شد اما با روش های دیگر مثل شیوه های مدرن هنر،سینما،موسیقی،ماهواره،فضای مجازی و سایبری وارد شد.هدف آن نابودی فرهنگ ایرانی اسلامی است.در قبل از انقلاب با تشکیل کانون ادبی روشنفکران سکولار ابتذال ادبی شدت گرفت.افراد آن(شاملو،گلشیر،خانم بهبهانی،ابتهاج،خویی)که متأثر از مکتب فرانکفورت و اندیشه سکولاریسم بودند و البته ادامه دارد.سینمایی که به آن هنر هفتم می گویند هم آنگونه است.صنعت هنر و سینما میدان نبرد لیبرالیسم و سوسیالیسم است.سبک فیلم ها عبارتند از:خیالی و فانتزی،علمی تخیلی،درام،کمدی،اکشن،وسترن،ترسناک،پورنوگرافی. و اما بحران سینمای امروز غرب عبارت است از : بحران قصه و استان و سوژه،ایجاد جلوه های مجازی پرهزینه برای ایجاد جذابیت،بی بند و باری و تهدید خانواده،جوانان و نوجوانان.

حال نوبت آسیب شناسی سینما می رسد که شامل آسیب های فرهنگی،اجتماعی،اخلاقی و ... است.برخی از آنها عبارتند از:فقدان معنا و مفهوم یعنی پوچی و بی معنایی و بی هویتی،دوری از آداب و رسوم و فرهنگ واخلاق جامعه،دین ستیزی و مذهب گریزی،فقدان تعهدات اخلاقی و ترویج رذایل اخلاقی،ترویج بی بند و باری و پورنوگرافی،ترویج خشونت و قساوت،گرایش به فمینیسم. مسئله ی سینما و مذهب هم امری است حیاتی،یعنی وقتی سینما در خدمت مذهب قرارگیرد در خدمت سیاست های ضد مذهبی نیز قرار می گیرد مانند فیلم های:اآخرین وسوسه ی مسیح،جهاد برای عشق،سنگسار ثریا و ... .

و حال نوبت آن است که سینمای ایرن آسیب شناسی گردد.در دوران تجاوز به کشورمان که در حال دفاع مقدس بودیم فضای معنوی وجود داشت و از گرایش جنسی و شهوانی دور شده بودیم و فیلم و سینما به مفاهیم و معنا گرایی توجه نمود.بعد از پیروزی بر متجاوزین سینماگرایان ماند(کیمیایی،بیضایی،کیارستمی و ...) با گرایش به سکولاریسم به شنواره های خارجی و اسکار راه یافتند و سینمای ایران بخشی از سینمای جهان غرب گردید درحالیکه برخی مانند(مجیدی،حاتمی کیا و ...) به هویت داخلی توجه نمودند و به اسکار و جوایز خارجی کاری نداشند.بهتر است ارزشی شوند و از مضامین اخلاقی و دینی پیروی کنند واز مدل ها و الگوهای غربی پیروی نشود و توجه داشته باشیم دچار آفت های سینمای جهان غرب و جشنواره های خارجی نگردیم.یکی از آسیب های فیلم،سریال و سینمای ایران توجه افراطی به زن و جریان فمینیسم است(زندان زنان از خانم میلانی،زیر پوست شهر از خانم بنی اعتماد،تسویه حساب از خانم میلانی). از فیلم سازان متعهد در ساخت فیلم ها و سریال های دینی همانند( امام علی(ع)،یوسف پیامبر،ملک سلیمان،تنهاترین سردار،ولایت عشق و مختارنامه) یعنی از میرباقری باید یاد کرد.

(در مقاله ی بعد به جریان موسیقی گرایی می پردازیم که در حقیقت ادامه ی بحث مربوط به لمپنیسم می باشد.)

اندیشه های روز،قربانعلی معروفخانی،ص64و65

هرگونه کپی برداری و  استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

بدون نیاز به عضویت امتیاز دهید



:: مرتبط با: اندیشه های روز ,
نویسنده : مدیریت
تاریخ : دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391
زمان : 08:10
معنویت های نو ظهور
نظرات |

معنویت های نو ظهور دو نوع است:(الهی،سکولار)

معنویت دینی و الهی دارای آرامش،اطمینان با قرب الهی،رسیدن به نفس مطمئنه است.

سکولار یعنی تاش در جدایی دین از سیاست به روش سرگرمی و دل مشغولی مردم.معنویت سکولار درصدد است که انسان ها را از بحران های روحی و روانی نجات دهد،آرامش نسبی ایجاد کند و به دنبال قرب الهی و خدا نیست. در ایران اسلامی گروه های معنویت سکولار عبارتند از:صوفی ها و انواع معنویت های هندی،چینی،سرخ پوستی،تی اِم،انرژی درمانی،مسیحی،یهودی و ... .

مهمترین ویژگی های عرفان های هندی عبارتند از:گرایش به وحدت وجود،تناسخ،انتقال ارواح،ترک دنیا،رهبانیت .

عرفان های شرقی و هندی و چینی از قبیل:یوگا،اُشو،رام الله،کریشنا،سای بابا،هندویسم،بودیسم،سیک،ذن می باشد.

یوگا به معنای پیوستن و مهارکردن است و در آن گفته می شود که انسان دارای هفت چاکرا و هفت بدن و هفت مرکز انرژی است و با هدف تسلط روح بر بدن تمرین های جسمانی راه انداخته است.

مهمترین دیدگاه اُشو در مورد عشق،زن،مدرنیته و سکس می باشد.

رام الله یعنی (خدای ویشنو + خدای مسلمانان) و تمام ادیان را برابر می داند.

در کریشنا مهمترین تعالیم آن خودشناسی،آزادسازی درونی،سفر روح و سفر درونی است.

سای بابا معتقد به تناسخ،امور خارق العاده،توجه به عالم درون،توجه به عشق،برابری ادیان و مذاهب است.

عرفان سرخ پوستی هم از نوع سکولار است و دارای چندین جریان است.مانند:(کارلوس کاستاندا که توصیه ی اخلاقی دارد و به خدا و آخرت کاری ندارد و جادو،توهم و درمان با دارو های گیاهی را برای آرامش تجویز می نماید.)(پائولوکوئیلو که برنه ی جایزه ی نوبل ادبی است.او طرح عشق،روح کیهانی،اعتقاد به عالم غیب همراه با توهم و جادو و در نهایت خودفروشی و روسپیگری را ترویج می کند.)(آلنکار از هدف،قادر ساختن انسان برای سفر روح و ترک کالبد فیزیکی و رسیدن به بهشت حقیقی استفاده می کند که با گذر از مسیر زمان انجام می گیرد و اینها را از تفکر نور و صوت و دیگر ادیان و عرفان بهره گرفته است.)

فرا رواشناختی دسته ی دیگری از معنویت های نو ظهور سکولار است و از روش هایی مانند:معنا درمانی،انرژی درمانی،هاله بنی،طالع بینی ان ال پی،هیپنوتیسم،مدیتیشن بهره گرفته است.

عرفان سکولار به حول و قوه ی الهی گرفتار آسیب های متععدی است. مانند:غیر ممکن بودن کشف سلوک .زیرا کشف و سلوک و شهود و سیر سلوک،مسیری است که تنها خداوندمتعال به انسان های کامل عنایت می نماید.خداوند بوسیله ی نور و کتاب ، کسانی را که از خشنودی او پیروی می کنند به راه های سلامت راهنمایی می کند و آنان را به توفیق خود از تاریکی به سوی روشنایی بیرون می آورد وبه راه راست هدایت می کند.

اثبات ادعاهای زیر را با هیچ روشی اعم از عقلی و تجربی و دینی اثبات پذیر نیستند.

مثلا در یوگا گفته شدهفت کالبد و مراکز انرژی در بدن وجود داد که همه ادعاست. تناقض تکنیک ها:وقتی انسان با این تکنیک ها و ادعاهای متضاد و متفاوت عرفان و تصوف برخورد می کند چیزی جز حسرت و سردرگمی نصیب او نمی شود. انحصار کارکرد دنیوی:با اسلام تعارض دارد،زیرا خداوند را نادیده میگیرد و آنرا تنها تجربه ی فردی می دانند و در اعتقاد به تناسخ مبدأ و معاد معنایی نخواهد داشت درحالیکه در ادیان مبدأ و معاد نقش اساسی رابر عهده دارد. اعتقاد به تناسخ:این اعتقاد مشترک در بین عرفان ها و معنویت های سکولار و نوظهور است که معتقد به بقای نفس و روح در این دنیا می باشد.در قرآن آمده است که نفس و روح از خداوند است و پس از مرگ از جسم جدا و به جهان غیر مادی(برزخ و قیامت) برمی گردد و بازگشت نفس و روح به جهان مادی و دنیای محال است.در سوره ی مبارکه ی مومنون آیات 99-100 و سوره ی زمر آیه ی 43 :(روش عقل هم تناسخ باطل است زیرا لازم ی تناسخ،اجتماع دو نفس در بدن واحد است که این مطلب عدم اصالت معنویت های نوظهور یا کاذب را می رساند.

از طرفی عرفان صوفی و دراویش آسیب دیده اند زیرا عوامل بیرونی در پیدایش آنها نقش داشته است.مثلا تأثیرپذیری از افکار و مذاهب هندی و بودیسم و ادیان شرقی،آشوب های سیاسی و دنیاگرایی مسلمانان،تماس مسلمانان با راهبان مسیحی،تأثیرناپذیری از فلسفه ی یونانی و نوافلاطونی،تفسیر به رأی و تأویل به قرآن،خروج از اعتدال،خانقاه محل ذکر و عبادت به جای مسجد،پذیرش اسلام به صورت گزینش و به احکام سیاسی اجتماعی اسلام و تشیع بی رغبتی نشان می دهند،در خدمت استعمار قرار دارند،با دربار و سلطنت بودهاند،اباحه گری(حلال کردن) و تسامح(آسان گرفتن) و تساهل(سهل گرفتن به یکدیگر) و پشمینه و کشف و شهود.

قران و منابع دینی حق فعالیت دینی را برای هل اسلام مجاز شمرده است.

ائمه روش صوفی گری و تصوف را رد نموده اند و سایر بزرگان اسلام در رد آنها کتاب های زیادی نوشته اند.مانند:حسین پسر اهوازی،فصل پسر شاذان،شیخ مفید،شهید اول و دوم،ملاصدرا،علامه مجلسی،شیخ حرّ عاملی،آیت الله مکارم.

فرقه های دراویش،صوفیه،بابیت،بهائیت و وهابیت خود را به اسلام نسبت داد و از طرفی اسلام را تحریف و تغییر داده اند و از اسلام اصیل انحراف دارند. همچنین فرقه ها در حد براندازی نظام با بیگانه رابطه دارند.

اگر اسلام اصیل حسینیه و مدرسه می سازد،هیچ گاه دربرابر مسجد قرار نگرفتند یا فرقه و آیینی نساختند که مردم را از مسجد و دین جدا کند و یا اسباب گمراهی آنها شوند درحالیکه صوفیان مکان هایی می سازند که در برابر مسجد قرار می دهند.

پیامبر و اولیای الهی و عرفای کامل مانند مرحوم سیدعلی،علامه طباطبایی،امام خمینی(ره) و... چون تعبّد بیشتری به شریعت و تکلیف نشان داده اند به حقیقت رسیدند درحالیکه آن گروه ها شریعت و تکلیف را حذف میکنند.

اندیشه های روز،قربانعلی معروفخانی،ص60الی63

هرگونه کپی برداری و  استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

بدون نیاز به عضویت امتیاز دهید



:: مرتبط با: اندیشه های روز ,
نویسنده : مدیریت
تاریخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391
زمان : 07:34
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

پیغام ورود و خروج